خانه / بایگانی برچسب: نصر الله منشی

بایگانی برچسب: نصر الله منشی

بخش ۱۲_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان

و خوانندگان این کتاب را باید که همت بر تفهم معانی مقصور گردانند و وجوه استعارات را بشناسد تا از دیگر کتب و تجارب بی نیاز شوند، و همچون کسی نباشد که مشت در تاریکی اندازد و سنگ از پس دیوار، وانگاه بنای کارهای خویش و تدبیر معاش و معاد …

ادامه نوشته »

بخش ۱۱_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان

و برخردمند واجب است که بقضاهای آسمانی ایمان آرد و جانب حزم را هم مهمل نگذارد، و هرکار که مانند آن بر خویشتن نپسندد در حق دیگران روا ندارد، که لاشک هرکرداری را پاداشی است، و چونمهلت برسید و وقت فراز آمد هراینه دیدنی باشد و دران تقدیم و تاخیر …

ادامه نوشته »

بخش ۱۰_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان

و هرگاه حوادث بعاقل محیط شود باید که در پناه صواب دود و برخطا اصرار ننماید و آن را ثبات عزم و حسن عهد نام نکند. چه هرکه بی راهبر بعمیا در راه جهول رود و از راه راست و شارع عام دور افتد هرچند پیشتر رود بگم راهی نزدیک …

ادامه نوشته »

بخش ۹_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان

و هر جانور که در این کارها اهمال نماید از استقامت معیشت محروم ماند: ضایع گردانیدن فرصت و، کاهلی در موسم حاجت و، تصدیق اخبار که محتمل صدق و کذب باشد و قیاس آن بر سخنان نامعقول و پذیرفتن آن به استبداد رای و، التفات نمودن بچربک نمام و رنجانیدن …

ادامه نوشته »

بخش ۸_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان

و نیکوتر آنکه سیرتهای گذشتگان را امام ساخته شود و تجارب متقدمان را نمودار عادات خویش گردانیده آید. که اگر در هرباب ممارست خویش را معتبر دارد عمر در محنت گزارد. با آنچه گویند «در هر زیانی زیرکیی است » لکن از وجه قیاس آن موافق تر که زیان دیگران …

ادامه نوشته »

بخش ۷_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان

و پسندیده تر اخلاق مردان تقوی است و کسب مال از وجه حلال، هرچند در هیچ حال از رحمت آفریدگار عز اسمه و مساعدت روزگار نومید نشاید بود اما بران اعتماد کلی کردن و کوشش فروگذاشتن از خرد و رای راست دور افتد، که امداد خیرات و اقسام سعادات بدو …

ادامه نوشته »

بخش ۶_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان

و عاقل باید که در فاتحت کارها نهایت اغراض خویش پیش چشم دارد و پیش ازانکه قدم در راه نهد مقصد معین گرداند، و الا واسطه بحیرت کشد و خاتمت بهلاک و ندامت. و بحال خردمند آن لایق تر که همیشه طلب آخرت را بر دنیا مقدم شمرد، چه هرکه …

ادامه نوشته »

بخش ۱- تمهید بزرگمهر بختگان_نصرالله منشی

این کتاب کلیله و دمنه فراهم آورده علما و براهنه هند است در انواع مواعظ و ابواب حکم و امثال، و همیشه حکمای هر صنف از اهل عالم می‌کوشیدند و بدقایق حیلت گرد آن می‌گشتند که مجموعی سازند مشتمل بر مناظم حال و مآل و مصالح معاش و معاد، تا …

ادامه نوشته »

بخش ۱۷ – حاجت خواستن برزویه از نوشروان_نصرالله منشی

برزویه زمین بوسه کرد و گفت: حسن رای و صدق عنایت پادشاه مرا از مال مستغنی گردانیده است، و کدام مال دراین محل تواند بود که از کمال بنده نوازی شاهنشاه گیتی مرا حاصل است؟ اما چون سوگند در میانست از جامه خانه خاص، برای تشریف و مباهات، یک تخت …

ادامه نوشته »

بخش ۱۴ – شادمان شدن نوشروان از پیام برزویه_نصرالله منشی

نوشروان شادمان گشت و خواست که زودتر بحضرت او رسد تا حوادث ایام آن شادی را منغص نگرداند، و برفور بدو نامه فرمود و مثال داد که: دران مسارعت باید نمود، و قوی دل و فسیح امل روی بازنهاد، و آن کتب را عزیز داشت که خاطر بوصول آن نگران …

ادامه نوشته »

بخش ۱۳ – هندو کتابها را به برزویه داد _نصرالله منشی

هندو اهتزاز نمود و کتابها بدو داد. و برزویه روزگار دراز با هراس تمام در نبشتن آن مشغول گردانید، و مال بسیار در آن وجه نقفه کرد. و از این کتاب و دیگر کتب هندوان نسخت گرفت، و معتمدی بنزدیک نوشروان فرستاد، و از صورت حال بیاگاهانید.

ادامه نوشته »

بخش ۱۲ – جواب برزویه به هندو_نصرالله منشی

برزویه گفت: قوی تر رکنی بنای مودت را کتمان اسرار است، و من در اطن کار محرم دیگر ندارم و اعتماد برکرم و عهد و حصافت تو مقصور داشته ام. و می‌توانم دانست که خطری بزرگست، اما بمروت و حریت آن لایق تر که مرا بدین آرزو برسانی، و اگر …

ادامه نوشته »

بخش ۱۱ – جواب هندو به برزویه_نصرالله منشی

هندو گفت: هیچیز بنزدیک اهل خرد در منزلت دوستی نتواند بود. و هرکجا عقیدتها بمودت آراسته گشت اگر در جان و مال با یک دیگر مواسا رود دران انواع تکلف و تنوق تقدیم افتد هنوز از وجوب قاصر باشد. اما مفتاح همه اغراض کتمان اسرار است و هر راز که …

ادامه نوشته »

بخش ۱۰ – سخنان برزویه با هندو_نصرالله منشی

چون برزویه بدید که هندو بر مکر او واقف گشت این سخن بر وی رد نکرد، و جواب نرم و لطیف داد. گفت: من برای اظهار این سر فصول مشبع اندیشیده بودم، و آن را اصول و فروع و اطراف و زوایا نهاده و میمنه و میسره و قلب و …

ادامه نوشته »

بخش ۹ – سخنان هندو با برزویه_نصرالله منشی

و این معانی در تو جمع است، و مقرر شد که دوستی تو با من از برای این غرض بوده ست، لکن هر که بچندین فضایل متحلی باشد اگر در همه ابواب رضای او جسته آید و در آنچه بفراغ او پیوندد مبادرت نموده شود از طریق خرد دور نیفتد، …

ادامه نوشته »

بخش ۸ – سخنان هندو با برزویه_نصرالله منشی

و عقل بهشت خصلت بتوان شناخت: اول رفق و حلم، و دوم: خویشتن شناسی، سوم طاعت پادشاهان و طلب رضا و تحری فراغ ایشان، و چهارم شناختن موضع راز و وقوف برمحرمیت دوستان، و پنجم مبالغت در راسرار خویش و ازان دیگران، و ششم بر درگاه ملوک چاپلوسی و چرب …

ادامه نوشته »

بخش ۷ – هندو جواب داد_نصرالله منشی

هندو جواب داد که: همچنین است، و تو اگر چه مراد خویش مستور می‌داشتی من آثار آن می‌دید م، لکن هوای تو باظهار آن رخصت نداد. و اکنون که تو این مباثت پیوستی اگر بازگویم از عیب دور باشد. و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس …

ادامه نوشته »

بخش ۶ – گفتگوی برزویه با هندو_نصرالله منشی

چون یکچندی برین گذشت و قواعد مصدقت میان ایشان هرچه مستحکم تر شد و اهلیت او این امانت و محرمیت او این سر را محقق گشت در اکرام او بیفزود و مبرتهای فراوان واجب دید. پس یک روز گفت: ای بذاذر، من غرض خویش تا این غایت بر تو پوشیده …

ادامه نوشته »

بخش ۵ – سفر برزویه به هندوستان_نصرالله منشی

وانگاه مثال داد تاروزی مسعود و طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند، و او بر آن اختیار روان شد، و در صحبت او پنجاه صره که هر یک ده هزار دینار بود حمل فرمود. و بمشایعت او با جملگی لشکر و بزرگان ملک برفت. و برزویه با نشاط تمام …

ادامه نوشته »

بخش ۴ – برگزیدن برزویهٔ طبیب برای ترجمهٔ کلیله و دمنه_نصرالله منشی

آن خسرو عادل، همت بران مقصور گردانید که آن را ببیند و فرمود که مردی هنرمند باید طلبید که زبان پارسی و هندوی بداند، و اجتهاد او در علم شایع باشد، تا بدین مهم نامزد شود. مدت دراز بطلبیدند، آخر برزویه نام جوانی نشان یافتند که این معانی در وی …

ادامه نوشته »

بخش ۳ – به سمع انوشیروان رساندن ذکر کلیله و دمنه را_نصرالله منشی

و در اثنای آن بسمع او رسانیدند که در خزاین ملوک هند کتابیست که از زبان مرغان و بهایم و وحوش و طیور و حشرات جمع کرده اند، و پادشاهان را درسیاست رعیت و بسط عدل و رافت، و قمع خصمان و قهر دشمنان، بدان حاجت باشد، و آن را …

ادامه نوشته »

بخش ۲ – سبب و علت ترجمه این کتاب و نقل آن از هندوستان به پارس_نصرالله منشی

و بباید دانست که ایزد تعالی هرکار را سببی نهاده است و هرسبب را علتی و هر علت را موضعی و مدتی، که حکم بدان متعلق باشد، و ایام عمر و روزگار دولت یکی از مقبلان بدان آراسته گردد. و سبب و علت ترجمه این کتاب و نقل آن از …

ادامه نوشته »

بخش ۳۰ – در تمجید از سخن‌شناسی پادشاه_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

اما بدین مثال این بنده و بنده زاده را تشریفی هرچه بزرگتر و تربیتی هرچه تمامتر بود، و مباهات و مفاخرت هرچه وافرتر افزود، و ثواب آن روزگار همایون اعلی را مدخر گشت. و نیز اگر ملوک گذشته که نام ایشان در مقدمه این فصل آورده شده ست از این …

ادامه نوشته »

بخش ۲۹ – عرضه داشتن ترجمهٔ نیمه‌کارهٔ کلیله و دمنه به پادشاه_نصرالله منشی

و چون بعضی پرداخته گشت ذکر ان بسمع مبارک اعلی قاهری شاهنشاهی. اسمعه الله المسار و المحاب. رسید و جزوی چند بعز تامل عالی مشرف شد. از آنجا که کمال سخن شناسی و تمییز پادشاهانه است آن را پسندیده داشت و شرف احماد و ارتضا ارزانی فرمود، و مثالی رسانیدند …

ادامه نوشته »

بخش ۲۸ – دربارهٔ روش ترجمه و تألیف نصرالله منشی_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و هم بر این نمط افتتاح کرده شد، و شرایط سخن آرایی در تضمین امثال و تلفیق ابیات و شرح رموز واشارات تقدیم نموده آمد، و ترجمه و تشبیب آن کرده شد، و یک باب که بر ذکر برزویه طبیب مقصور است و ببزرجمهر منسوب هرچه موجزتر پرداخته شد چه …

ادامه نوشته »

بخش ۲۷ – رغبت مردمان از مطالعت کتب تازی قاصر گشته_نصرالله منشی

و در جمله، چون رغبت مردمان از مطالعت کتب تازی قاصر گشته است، و آن حکم و مواعظ مهجور مانده بود بل که مدروس شده، بر خاطر گذشت که آن را ترجمه کرده آید و در بسط سخن و کشف اشارات آن اشباعی رود و آن را بآیات و اخبار …

ادامه نوشته »

بخش ۲۶ – دربارهٔ ترجمه‌های دیگر_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و این کتاب را پس از ترجمه ابن المقفع و نظم رودکی ترجمها کرده‌اند و هرکس در میدان بیان براندازه مجال خود قدمی گزارده اند، لکن می‌نماید که مراد ایشان تقریر سمر و تحریر حکایت بوده است نه تفهیم حکمت و موعظت، چه سخن مبتر رانده‌اند و بر ایراد قصه …

ادامه نوشته »

بخش ۲۵ – حکمت همیشه عزیز بوده است، خاصه بنزدیک ملوک و اعیان_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و اگر در تقریر محاسن این کتاب مجلدات پرداخته شود هنوز حق آن بواجبی گزارده بیاید، لکن ابرام از همه حد بگذشت و از آن موضع که بذکر نوشروان رسیده آمده ست تا اینجا سراسر حشو است و با سیاقت کتاب البته مناسبتی ندارد؛ اما غرض آن بود تا شناخته …

ادامه نوشته »

بخش ۲۴ – این کتاب به فرمان دابشلیم رای هند جمع شده_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و دابشلیم رای هند که این جمع بفرمان او کرده اند، و بیدپای برهمن که مصنف اصل است از جمله او بوده است، سمت پادشاهی داشته است، و بدین کتاب کمال خر دو حصافت او می‌توان شناخت و آن جادویها که بیدپای برهمن کرده ست در فراهم آوردن این مجموع …

ادامه نوشته »

بخش ۲۳ – پایان ذکر منصور عباسی، مثال دادن نصر بن احمد سامانی رودکی را به نظم کلیله و دمنه_نصرالله منشی

و در جمله مراد از مساق این حدیث آن بود که چنین پادشاهی بدین کتاب رغبت نمود. و چون ملک خراسان به امیر سدید ابوالحسن نصربن احمد السامانی تغمده الله برحمته رسید رودکی شاعر را مثال داد تا آن را د رنظم آرد، که میل طبعها بسخن منظوم بیش باشد. …

ادامه نوشته »

بخش ۲۲ – ذکر منصور عباسی_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و مناقب این پادشاه را نهایت نیست و تواریخ متقدمان بذکر آن ناطق است علی الخصوص غرر سیر ثعالبی رحمه الله بر تفصیل آن مشتمل است و آنچه از جهت وی در تاسیس خلافت و تاکید ملک و دولت تقدیم افتاد، ارکان و حدود را بثبات حزم و نفاذ عزم …

ادامه نوشته »

بخش ۲۱ – ذکر منصور عباسی_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

روزی او را گفتند: فلان مقدم فرمان یافت و از او ضیاع بسیار مانده است و فرزندان او بدرجه استقلال نرسیده اند، اگر مثال باشد تا عمال بعضی در تصرف گیرند و در قبض آرند دیوان را توفیری تمام باشد. جواب داد که: هرکرا خلافت روی زمین سیر نگرداند از …

ادامه نوشته »

بخش ۲۰ – ذکر منصور عباسی_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و همیشه می‌گفتی که: ترس و بیم کاری است که هیچ کس را ساتقامتی نتواند بود بی او: یا دین داری بود که از عذاب بترسد. یا کریمی که از عار باک دارد، یا عاقلی که از عواقب غفلت پرهیز کند. روزی ربیع را گفت: من می‌بینم مردمان را ه …

ادامه نوشته »

بخش ۱۹ – ذکر منصور عباسی_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و در اثنای وصابت پسر خویش امیرالمومنین مهدی را رضی الله عنهما می‌گفت: ای پسر، نعمت بر لشکر فراخ مکن که از تو بی نیاز شوند، و کار هم تنگ مگیر که برمند، عطایی برسم می‌ده در حد اقتصاد و منعی نیکو بی تنگ خویی می‌فرمای؛ عرصه امید بریشان فراخ …

ادامه نوشته »

بخش ۱۸ – ذکر منصور عباسی_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و عاملی را بحضرت استدعا کرد، عذری نهاد و گرد تخلف برآمد و تقاعد نمود، مثال او را بر این جمله توقیع فرمود که: اگر گران می‌آید بروی آمدن سوی حضرت ما با تمامی جثه ما ببعضی از وی برای تخفیف موونت قناعت کردیم، باید که سر او بی تن …

ادامه نوشته »

بخش ۱۷ – ذکر منصور عباسی_نصرالله منشی

و در اثنای مثالها می‌فرمود که حبب الی عدوک الفرار بترک الجد فی طلبه اذا انهزم و اعلم ان کل من فی عسکرک عین علیک. معنی چنین باشد که: گریختن را در دل دشمن خود دوست گردان بآنکه چون بگریزد در طلب او نروی و بدان که هر که در …

ادامه نوشته »

بخش ۱۶ – ذکر منصور عباسی_ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و اکنون نکته ای چند از سخنان امیرالمومنین منصور ایراد کرده آمد هر چند که جای آن نیست اما ممکن است که خوانندگان را ازان فایده ای باشد: روی با هم نشینان خود می‌گفت که: ما احوجنی الی ان یکون علی بابی اربعه کما ارید! قالوا و من هم؟ قال: …

ادامه نوشته »

دربارهٔ بغداد_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و حال علو همت و بسطت ملک او ازان شایع تر است که در شرح آن باشباعی حاجت افتد. و یکی از آثار باقی آن پادشاه محتشم حضرت بغداد است که امروز مرکز خلافت و مستقر امامت و منبع ملک و مدینه السلام علاالاطلاق آنست. نه در بلاد اسلام چنان …

ادامه نوشته »

ترجمهٔ کلیله و دمنه به تازی_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و چون بلاد عراق و پارس بر دست لشکرهای اسلام فتح شد و صبح ملت حق بر آن نواحی طلوع کرد ذکر این کتاب بر اسماع خلفا می‌گذشت و ایشان را بدان میلی و شعفی می‌بود تا در نوبت امیرالمومنین ابوجعفر منصوربن علی بن عبدالله بن العباس رضی الله عنهم، …

ادامه نوشته »

ولدت فی زمن الملک العادل_نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی

و محاسن این کتاب را نهایت نیست، و کدام فضیلت ازین فراتر که از امت به امت و ملت به ملت رسید و مردود نگشت؟ و چون پادشاهی به کسری نوشروان خفف الله عنه رسید -که صیت عدل و رافت او بر وجه روزگار باقی است و ذکر یاس و …

ادامه نوشته »