خانه / بایگانی برچسب: قیصر امین پور

بایگانی برچسب: قیصر امین پور

دوبیتی‌ های عاشقانه + جدید

دوبیتی‌ های عاشقانه

ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم، بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم، آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب، نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب. …………………………………………………………………. با تو این ترانه ها را عشق است                               رخش سرخ بادپا را عشق است عشق درگیر غروب را …

ادامه نوشته »

می خواهمت چنان که شب خسته خواب را /قیصر امین پور

    می خواهمت چنان که شب خسته خواب را می جویمت چنان که لب تشنه آب را   محو توام چنان که ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را   بی تابم آن چنان که درختان برای باد یا کودکان خفته به گهواره تاب را   …

ادامه نوشته »

سایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟ /قیصر امین پور

    سایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟ خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟ نیست چون چشم مرا تاب دمى خیره شدن طعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا؟ طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن آن که خندید چرا، آن که نخندید چرا؟ طالع تیره ام از روز …

ادامه نوشته »

گر چه چون موج مرا شوق ز خود رستن بود /قیصر امین پور

  گر چه چون موج مرا شوق ز خود رستن بود موج موج دل مـــن تشـــنه پیوســتن بــود   یک دم آرام ندیـدم دل خـود را همـه عمــر بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود   خواستم از تو به غیر از تو نخواهم اما خواستنها همه موقوف …

ادامه نوشته »

زندگی ترکیب شادی با غم است /قیصر امین پور

    درکتاب چار فصل زندگی صفحه ها پشت سر هم میروند هریک از این صفحه ها ، یک لحظه اند لحظه ها با شادی و غم میروند    آفتاب و ماه ، یک خط در میان گاه پیدا ، گاه پنهان می شوند شادی و غم نیز هریک لحظه …

ادامه نوشته »

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی ست /قیصر امین پور

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی ست هوای ناحیه‌ ی ما همیشه بارانی ست دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی ست مهار عقده ی آتشفشان خاموشم گدازه‌ های دلم دردهای پنهانی ست صفات بغض مرا فرصت بروز دهید درون سینه ی من انفجار زندانی ست …

ادامه نوشته »

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ /قیصر امین پور

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟   پر می‌زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟   گیرم به فال نیک بگیرم بهار را چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟   تقویم چارفصل دلم …

ادامه نوشته »

قطار میرود تو میروی /قیصر امین پور

    قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار ایستاده ام  و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام.   قیصر امین پور

ادامه نوشته »

روزهای خوب /قیصر امین پور

ای «روزهای خوب» که در راهید! ای جاده های گمشده در مه ! ای روزهای سخت ادامه ! از پشت لحظه ها به در آیید !   ای روز آفتابی ! ای مثل چشم های خدا آبی ! ای «روز آمدن» ای مثل روز، آمدنت روشن !   این روزها …

ادامه نوشته »

دلم چه می شود /قیصر امین پور

از تمام رمز و راز های عشق جز همین سه حرف جز همین سه حرف ساده ی میان تهی چیز دیگری سرم نمی شود من سرم نمی شود ولی.. راستی دلم چه می شود   قیصر امین پور

ادامه نوشته »

من سایه ای از نیمه پنهانی خویشم /قیصر امین پور

    من سایه ای از نیمه پنهانی خویشم  تصویر هزار آینه حیرانی خویشم   صد بار پشیمانی و صد مرتبه توبه هر بار پشیمان ز پشیمانی خویشم   عالم همه هرچند که زندان من و توست از این همه آزادم و زندانی خویشم   تا در خم آن گیسوی …

ادامه نوشته »

شعری از زنده یاد قیصر امین پور برای دخترش

قیصر امین پور

       بوی بهار می شنوم از صدای تو      نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو      ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من      ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو      ای صورت تو آیه و آیینه خدا      حقا که هیچ نقص …

ادامه نوشته »

قیصر امین پور / دو دستم ساقه سبز دعایت

قیصر امین پور

قیصر امین پور : دو دستم ساقه سبز دعایت گـل اشـکم نثـار خاک پایـت دلم در شاخه یاد تو پیچیـد چو نیلوفر شکفتـم در هوایت به یادت داغ بـر دل مـی نشانـم زدیده خون به دامن می فشانم چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی نیستان را به آتش می …

ادامه نوشته »

قیصر امین پور / دل داده ام بر باد

قیصر امین پور

دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد ای عشق از آتش اصل و نسب داری از تیره ی دودی ، از دودمان باد آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش ، …

ادامه نوشته »

قیصر امین پور / حرفهــــا دارم اما … بزنم یا نزنم؟

قیصر امین پور

حرفهــــا دارم اما … بزنم یا نزنم؟ با توام، با تو ،خدا را! بزنم یا نزنم؟ همه ی حرف دلم با تو همین است که دوست چــــه کنــم؟ حـرف دلــــــم را بزنــــم یا نزنــم؟ عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم زیــــر قول دلــــــم آیا بزنــم یا نزنــم؟ …

ادامه نوشته »

قیصر امین پور / من از عهد آدم تو را دوست دارم

قیصر امین پور

من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی ! من ای حس مبهــــم تــــو را دوست …

ادامه نوشته »

قیصر امین پور / خسته ام از آرزوها؛ آرزوهای شعاری

قیصر امین پور

خسته ام از آرزوها؛ آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی؛ بالهای استعاری لحظه های کاغذی را؛ روز وشب تکرارکردن خاطرات بایگانی ؛ زندگی های اداری آفتاب زرد وغمگین؛ پله های رو به پایین سقفهای سرد و سنگین؛ آسمانهای اجاری با نگاهی سرشکسته؛ چشمهایی پینه بسته خسته از درهای بسته؛ خسته از …

ادامه نوشته »