خواجه حافظ شیرازی / آشنایان در مقام حیرتند

حافظ

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب …

ادامه نوشته »

خواجه حافظ شیرازی / عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

حافظ

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد خط ساقی گر از …

ادامه نوشته »

خواجه حافظ شیرازی / ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

حافظ

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت درویش نمی‌پرسی و ترسم که نباشد اندیشه آمرزش و پروای ثوابت راه دل عشاق زد آن چشم خماری پیداست …

ادامه نوشته »

غزلیاتی از حضرت حافظ در باره آمدن عید نوروز

حافظ

عید است و آخر گل و یاران در انتظار ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار دل برگرفته بودم از ایام گل ولی کاری بکرد همت پاکان روزه دار دل در جهان مبند و به مستی سؤال کن از فیض جام و قصه جمشید کامگار جز نقد جان …

ادامه نوشته »

خواجه حافظ شیرازی / خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

حافظ

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت شراب خورده و خوی …

ادامه نوشته »

خواجه حافظ شیرازی / سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

حافظ

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه …

ادامه نوشته »

خواجه حافظ شیرازی / ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

حافظ

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست آن کس است اهل بشارت که اشارت داند …

ادامه نوشته »

خواجه حافظ شیرازی / باده از خون رزان است نه از خون شماست

حافظ

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد این چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاست …

ادامه نوشته »

مولوی / امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

مولانا

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفی خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل از تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیا گفتم که بنما نردبان تا برروم بر آسمان گفتا سر تو نردبان سر را درآور …

ادامه نوشته »

مولانا / چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

مولانا

چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر با نقش گرمابه مکن این جمله …

ادامه نوشته »

مولانا / جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را

مولانا

جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا یا این دل خون خواره را لطف و مراعاتی بکن یا قوت صبرش بده در یفعل الله ما یشا این دو ره آمد در روش یا صبر یا شکر نعم بی شمع …

ادامه نوشته »

مولوی / چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها

مولانا

چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها تا برکنم از آینه هر منکری من زنگ‌ها بر مرکب عشق تو دل می‌راند و این مرکبش در هر قدم می‌بگذرد زان سوی جان فرسنگ‌ها بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتی تا بر سر سنگین دلان از عرش بارد سنگ‌ها با این …

ادامه نوشته »

مولوی / چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها

مولانا

چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها کز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفا گر لب فروبندم کنون جانم به جوش آید درون ور بر سرش آبی زنم بر سر زند او جوش را معذور دارم خلق را گر منکرند از عشق ما اه لیک …

ادامه نوشته »

مولانا / چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را

مولانا

چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را خون بارد این چشمان که تا بینم من آن گلزار را خورشید چون افروزدم تا هجر کمتر سوزدم دل حیلتی آموزدم کز سر بگیرم کار را ای عقل کل ذوفنون تعلیم فرما یک فسون کز وی بخیزد در درون …

ادامه نوشته »

مولوی / من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا

مولانا

من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا ای قد مه از رشک تو چون آسمان گشته دوتا امروز صد چندان شدی حاجب بدی سلطان شدی هم یوسف کنعان شدی هم فر نور مصطفی امشب ستایمت ای پری فردا ز گفتن بگذری فردا زمین و آسمان در شرح …

ادامه نوشته »

مولانا / آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

مولانا

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ …

ادامه نوشته »

مولانا / حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

مولانا

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها وآنگه شراب عشق …

ادامه نوشته »

دوبیتی ، مثنوی و ترجیع بند در باره عید نوروز از حضرت مولانا

مولانا

اندر دل من مها دل‌ افروز توئی یاران هستند لیک دلسوز توئی شادند جهانیان به نوروز و به عید عید من و نوروز من امروز توئی مولانا   گفت ای یاران زمان آن رسید کان سر مکتوم او گردد پدید جمله برخیزید تا بیرون رویم تا بر آن سر نهان …

ادامه نوشته »

مولانا / بی تو نمی‌گوارد این جام باده ما را

با آن که می‌رسانی آن باده بقا را بی تو نمی‌گوارد این جام باده ما را مطرب قدح رها کن زین گونه ناله‌ها کن جانا یکی بها کن آن جنس بی‌بها را آن عشق سلسلت را وان آفت دلت را آن چاه بابلت را وان کان سحرها را بازآر بار …

ادامه نوشته »

مولوی / بر مرده زن چو عیسی افسون معتمد را

بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را چشمی چنین بگردان کوری چشم بد را خود را بزن تو بر من اینست زنده کردن بر مرده زن چو عیسی افسون معتمد را ای رویت از قمر به آن رو به روی من نه تا بنده دیده باشد صد …

ادامه نوشته »

مولوی / بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها

بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها تا وا شود چو کاسه در پیش تو دهان‌ها بر گیجگاه ما زن ای گیجی خردها تا وارهد به گیجی این عقل ز امتحان‌ها ناقوس تن شکستی ناموس عقل بشکن مگذار کان مزور پیدا کند نشان‌ها ور جادویی نماید بندد زبان مردم تو …

ادامه نوشته »

مولانا / جانا قبول گردان این جست و جوی ما را

جانا قبول گردان این جست و جوی ما را بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله تا گل سجود آرد سیمای روی ما را مخمور و مست گردان امروز چشم ما را رشک بهشت گردان امروز کوی ما را ما کان …

ادامه نوشته »

مولانا / دیوار گوش دارد آهسته‌تر سخن گو

خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را دامی نهاده‌ام خوش آن قبله نظر را دیوار گوش دارد آهسته‌تر سخن گو ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را اعدا که در کمینند در غصه همینند چون بشنوند چیزی گویند همدگر را گر ذره‌ها نهانند خصمان و دشمنانند در قعر …

ادامه نوشته »

استقبال نیم‌میلیونی گردشگران از بازی‌های المپیک

دولت برزیل اعلام کرد، بیش از ۵۰۰ هزار نفر برای تماشای بازی‌های المپیک تابستانی ریو به عنوان گردشگر وارد کشور شدند. به گزارش ایسنا، بر اساس آمار و ارقام منتشرشده از سوی  پلیس فدرال برزیل که وزارت گردشگری این کشور آن را در اختیار  رویترز قرار داده، در فاصله زمانی اول …

ادامه نوشته »

ابداع یک پانسمان شفابخش برای افراد دیابتی

یک تیم از محققان دانشگاه نورث وسترن آمریکا موفق به ایجاد یک نوار پانسمان جدید شدند که سلول‌های بنیادی را برای درمان زخم‌های بیماران دیابتی جذب می کند. به گزارش ایسنا به نقل از گیزمگ، فدراسیون جهانی دیابت اعلام کرده است که در حدود ۴۱۵ میلیون نفر در سراسر جهان …

ادامه نوشته »

پایگاه هوایی در اختیار روس‌ها قرار ندادیم/ انتقال سامانه اس ۴۰۰ به ایران صحت ندارد

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با اشاره به روند تحویل سامانه اس ۳۰۰ روسی به ایران اظهار کرد:‌ بخش عمده‌ی این سامانه به داخل منتقل شده و بخش دیگر نیز در حال بارگیری و انتقال است و تا یک ماه آتی این سامانه به طور کامل وارد کشور می‌شود. …

ادامه نوشته »