خانه / اشعار شاعران معاصر / مهدی حمیدی شیرازی

مهدی حمیدی شیرازی

اشعار مهدی حمیدی شیرازی

شعر باغبان از مهدی حمیدی شیرازی

مهدی حمیدی شیرازی

از برون آمد صدای باغبان گفت کو ارباب؟ کارش داشتم از درون گفتم که اینجایم، بگو گفت هر جا هرچه باید کاشتم گفتم آخر بود در گل های تو ناز دلخواهی که گـفتم داشتی؟ گفت در وا کن بیا بیرون ببین هرگز این گل‌ها که کِشتم کاشتی؟ رفتم و دیدم که سِـحر باغبان مـعنی نـاسازگاری  سوخته آتشی از شمعدانی‌های سرخ در حریر  سبزه‌ ها  افروخته جعد شـبنم دار …

ادامه نوشته »

مهدی حمیدی شیرازی / از غمی می سوزم و ناچار سوزد از غمی

مهدی حمیدی شیرازی

از غمی می سوزم و ناچار سوزد از غمی هر که را رنج درازی مانده و عمر کمی دل که از بیم فنا چون بحر پروایی نداشت دم به دم بر خویش می لرزد کنون چون شبنمی گاه گویم زندگانی چیست ؟عین سوختن تا نمیرد شمع ،از سوزش نیاساید دمی …

ادامه نوشته »