شهریار

اشعار و معرفی نامه استاد شهریار

اشعار شهریار – علی ای همای رحمت

استاد-شهریار

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه …

ادامه نوشته »

استاد شهریار / شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین

استاد-شهریار

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین… بس که محمل ها …

ادامه نوشته »

شعر عاشورایی علی اصغر از استاد شهریار

استاد-شهریار

گشودی چشم ، در چشم من و رفتی به خواب اصغر خداحافظ ، خداحافظ ، بخواب اصغر بخواب اصغر بدست خود به قاتل دادمت ، هستم خجل اما ز تاب تشنگی آسوده ‌ای از التهاب اصغر به شب تا مادرت گیرد به بر قنداقه خالیت بگریند اختران شب ‌ها به …

ادامه نوشته »

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران (شهریار)

استاد-شهریار

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که …

ادامه نوشته »

گر من از عشق غزالی غزلی ساخته ام / استاد شهریار

استاد-شهریار

گر من از عشق غزالی غزلی ساخته ام شیوه تازه ای از مبتذلی ساخته ام گر چو چشمش به سپیدی زده ام نقش سیاه چون نگاهش غزل بی بدلی ساخته ام شکوه در مذهب درویش حرامست ولی با چه یاران دغا و دغلی ساخته ام ادب از بی ادب آموز …

ادامه نوشته »

شهریار / گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا

استاد-شهریار

گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا فدای اشتباهی کآرد او را گاهگاه اینجا مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا کله جا ماندش این جا و نیامد دیگرش از پی نیاید فی المثل آری گرش …

ادامه نوشته »

معروف ترین و بهترین شعر استاد شهریار

استاد-شهریار

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه …

ادامه نوشته »

استاد شهریار / یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی

استاد-شهریار

یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی بابی انت و امّی گوییا هیچ نه همّی به دلم بوده، نه غمّی بابی انت و امّی تو که از مرگ و حیات، این همه فخری و مباهات علی ای قبله حاجات گویی آن دزد شقی تیغ نیالوده به …

ادامه نوشته »

استاد شهریار / در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

استاد-شهریار

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت بیا …

ادامه نوشته »

استاد شهریار / هفتاد سالگی

استاد-شهریار

سنین عمر به هفتاد میرسد ما را خدای من که به فریاد میرسد ما را گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودند دگر چه فایده از یاد میرسد ما را حدیث قصه سهراب و نوشداروی او فسانه نیست کز اجداد میرسد ما را اگر که دجله پر از قایق نجات …

ادامه نوشته »

شعری زیبا و احساسی که توسط استاد شهریار خطاب به نیما یوشیج سروده شده است

استاد-شهریار

نیــما ! غـــم دل گو که غریبـانه بگرییم  ســر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم  من از دل این غار و تو ازقله ی آن قاف   از دل به هــم افتـیم و به جانانه بگرییم دودی ست درین خانه که کوریم زدیدن   چشـمی بکف آریم و باین خـانه بگرییم آخر …

ادامه نوشته »

جایگاه قافیه در شعرهای ترکی شهریار

استاد-شهریار

قافیه در شعرهای ترکی شهریار در میان شاعران ترکی گو،کمتر کسی را می توان یافت که همچون شهریار به مسئله ی قافیه توجه کند. آوردن قوافی ترکی در اشعار عروضی نظیر آنچه در شعرهایی چون جوانک شاطر، خروس صابر، دعوا و آشتی با غم ، برای پسر عمویم میر ابوالفضل …

ادامه نوشته »

از شعرهای کمتر انتشار یافته استاد شهریار

استاد-شهریار

به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را چه شعبده است که در چشمکان آبی تو نهفته اند شب ماهتاب دریا را تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را کمند زلف به …

ادامه نوشته »

شهریار / زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را

استاد-شهریار

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را ولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را ره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسد زمستانی که نشناسد در دولت سرایان را به دوش از برف بالاپوش خز ارباب می آید که لرزاند تن عریان بی برگ و نوایان را …

ادامه نوشته »

شهریار / افسانه شب

استاد-شهریار

ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد سیمای شب آغشته به سیماب برآمد آویخت چراغ فلک از طارم نیلی قندیل مه آویزه محراب برآمد دریای فلک دیدم و بس گوهر انجم یاد از توام ای گوهر نایاب برآمد چون غنچه دل تنگ من آغشته به خون شد تا یادم …

ادامه نوشته »

سید محمد حسین بهجت تبریزی

استاد-شهریار

سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است. او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که …

ادامه نوشته »

شهریار / شب و جلوه ی جمال

استاد-شهریار

شبست و چشم من و شمع اشکبارانند مگر به ماتم پروانه سوگوارانند چه می کند بدو چشم شب فراق تو ماه که این ستاره شماران ستاره بارانند مرا ز سبز خط و چشم مستش آید یاد در این بهار که بر سبزه میگسارانند به رنگ لعل تو ای گل پیاله …

ادامه نوشته »