خانه / اشعار شاعران بزرگ / فرخی سیستانی

فرخی سیستانی

مجموعه اشعار فرخی سیستانی

ترجیع بند – در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود غزنوی

 در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود غزنوی همی‌گفتم که کی باشد که خرم روزگار آید جهان از سر جوان گردد بهار غمگسار آید بهار غمگسار آید که هر کس را به کار آید بهاری کاندرو هر روز می را خواستار آید ز هر بادی که برخیزد کنون بوی …

ادامه نوشته »

ترجیع بند – در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین

در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید تو لختی صبر کن چندانکه قمری بر چنار آید چو اندر باغ تو بلبل به …

ادامه نوشته »

قصیده – در وصف بهار و مدح ابو احمد محمد بن محمود بن سبکتکین

 در وصف بهار و مدح ابو احمد محمد بن محمود بن سبکتکین مرحبا ای بلخ بامی همره باد بهار از در نوشاد رفتی یا ز باغ نوبهار ای خوشا آن نوبهار خرم نوشاد بلخ خاصه اکنون کز در بلخ اندرون آمد بهار هر درختی پرنیان چینی اندر سر کشید پرنیان …

ادامه نوشته »

قصیده – در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود غزنوی

 در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود غزنوی دی ز لشکرگه آمد آن دلبر صدرهٔ سبز باز کرد از بر راست گفتی بر آمد اندر باغ سوسنی از میان سیسنبر گرد لشکر فرو فشاند همی زان سمنبوی زلف لاله سپر راست گفتی که بر گذرگه باد نافه‌ها را همی‌گشاید …

ادامه نوشته »

قصیده – در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصرالدین

 در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصرالدین ای زینهارخوار بدین روزگار از یار خویشتن که خورد زینهار یکدل همی‌چرند کنون آهوان با شیر و با پلنگ به یک مرغزار وقتیکه چون دو عارض و زلفین تو در باغ گل همی‌شکفد صد هزار هر شب همی‌درخشد در گلستان چون شعله‌های …

ادامه نوشته »

قصیده _ در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان

 در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر فسانهٔ کهن و کارنامهٔ به دروغ به کار ناید رو در دروغ رنج مبر حدیث آنکه سکندر کجا رسید و چه کرد …

ادامه نوشته »

قصیده – در تهنیت جشن سده و مدح وزیر

 در تهنیت جشن سده و مدح وزیر گر نه آیین جهان از سر همی دیگر شود چون شب تاری همی از روز روشنتر شود روشنایی آسمان را باشد و امشب همی روشنی بر آسمان از خاک تیره بر شود روشنی بر آسمان زین آتش جشن سده‌ست کز سرای خواجه با …

ادامه نوشته »

قصیده – در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی

 در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی ای دل من ترا بشارت باد که ترا من به دوست خواهم داد تو بدو شادمانه‌ای به جهان شاد باد آنکه تو بدویی شاد تا نگویی که مر مرا مفرست که کسی دل به دوست نفرستاد دوست از من ترا …

ادامه نوشته »

قصیده – در مدح سلطان محمدبن سلطان محمود

در مدح سلطان محمدبن سلطان محمود هر روز مرا عشق نگاری به سر آید در باز کند ناگه و گستاخ درآید ور در به دو سه قفل گرانسنگ ببندم ره جوید و چون مورچه از خاک برآید ور شب کنم از خانه به جای دگر آیم او شب کند از …

ادامه نوشته »

قصیده شماره – در دعای به سلطان محمود غزنوی

چندانکه جهانست ملک شاه جهان باد با دولت پاینده و با بخت جوان باد تا بود ملک شهرده و شهرستان بود همواره چنان شهرده و شهرستان باد چونانکه ازو عالمی از بد به امانند جان و تن او از همه بدها به امان باد شاهان جهان را ز نهیبش تن …

ادامه نوشته »

قصیده شماره – در مدح خواجه ابوبکر حصیری

 در مدح خواجه ابوبکر حصیری دل آن ترک نه اندر خور سیمین بر اوست سخن او نه ز جنس لب چون شکر اوست با لب شیرین با من سخنان گوید تلخ سخن تلخ نداند که نه اندر خور اوست نه به اندازه کند کار و نگویم که مکن چکنم پس …

ادامه نوشته »

قصیده شماره _در مدح ابوالحسن علی بن الفضل بن احمد معروف به حجاج

 در مدح ابوالحسن علی بن الفضل بن احمد معروف به حجاج ترک من بر دل من کامروا گشت و رواست از همه ترکان چون ترک من امروز کجاست مشک با زلف سیاهش نه سیاهست و نه خوش سرو با قد بلندش نه بلندست و نه راست همه نازیدن آن ماه …

ادامه نوشته »

قصیده_در مدح امیر ابو یعقوب عضد الدوله یوسف بن ناصرالدین

در مدح امیر ابو یعقوب عضد الدوله یوسف بن ناصرالدین گر چون تو به ترکستان ای ترک نگاریست هر روز به ترکستان عیدی و بهاریست ور چون تو به چین کرده ز نقاشان نقشیست نقاش بلا نقش کن و فتنه نگاریست آن تنگ دهان تو ز بیجاده نگینیست باریک میان …

ادامه نوشته »

قصیده _در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن سبکتگین

در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن سبکتگین ای ملک گیتی، گیتی تراست حکم تو بر هرچه تو خواهی رواست در خور تو وز در کردار تست هر چه درین گیتی مدح و ثناست نام تو محمود بحق کرده‌اند نام چنین باید با فعل راست طاعت تو دینست آن را …

ادامه نوشته »

قصیده شماره – در مدح خواجهٔ جلیل عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی

در مدح خواجهٔ جلیل عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی ز آفتاب جدا بود ماه چندین شب همی‌دوید به گردون بر آفتاب طلب خمیده گشته ز هجران و زرد گشته ز غم نزار گشته ز عشق و گداخته ز تعب چو آفتاب طلب نزد آفتاب رسید نشاط کرد و …

ادامه نوشته »

قصیده شماره – در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین سبکتگین

 در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین سبکتگین باغ دیبا رخ پرند سلب لعبگر گشت و لعبهاش عجب گه دهد آب را ز گل خلعت گاهی از آب لاله را مرکب گه بهشتی شود پر از حورا گه سپهری شود پر از کوکب بیرم سبز برفکنده بلند شاخ …

ادامه نوشته »

قصیده شماره _در مدح خواجه عمید ابو منصور سید اسعد

نیلگون پرده برکشید هوا باغ بنوشت مفرش دیبا آبدان گشت نیلگون رخسار و آسمان گشت سیمگون سیما چون بلور شکسته، بسته شود گر براندازی آب را به هوا لوح یاقوت زرد گشت به باغ بر درختان صحیفهٔ مینا بینوا گشت باغ مینا رنگ تا درو زاغ برگرفت نوا مطرب بینوا …

ادامه نوشته »

قصیده شماره_ در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی

برآمد پیلگون ابری ز روی نیلگون دریا چو رای عاشقان گردان چو طبع بیدلان شیدا چو گردان گشته سیلابی میان آب آسوده چو گردان گردباد تندگردی تیره اندر وا ببارید و ز هم بگسست و گردان گشت بر گردون چو پیلان پراکنده میان آبگون صحرا تو گفتی گرد زنگارست بر …

ادامه نوشته »

قطعه شماره (فرخی سیستانی)

ندهم دل به دست تو ندهم گر به تو دل دهم ز تو نرهم کوی تو جایگاه فتنه شده‌ست بر سر کوی تو قدم ننهم دوستان از فراق تو شکهند من همی از وصال تو شکهم گر من لابه ساز چرب سخن چه بسی لابه‌ها به دل ندهم سخت بسیار …

ادامه نوشته »

قطعه شماره(فرخی سیستانی)

قطعه شماره  ای ترک حق نعمت عاشق شناختی رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی کردار من به پای سپردی و کوفتی گرد هوای خویش گرفتی و تاختی با تو به دل چنانکه توان ساخت ساختم بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی نتوانی ای نگارین گفتن …

ادامه نوشته »

قطعه شماره (فرخی سیستانی)

قطعه شماره ۴ ای جهانی ز تو به آزادی بر من از تو چراست بیدادی دل من دادی و نبود مرا از دل بیوفای تو شادی دل دهان دل به دوستی دادند تو مرا دل به دشمنی دادی قصد کردی به دل ربودن من بر هلاک دلم بر استادی تا …

ادامه نوشته »