طالب آملی

مجموعه اشعار طالب آملی

تک بیتی های طلب املی:

ما به پای خود نرفتیم ازسرکوی حبیب خوی گرم دوست ازما رنجش بیجا نبود                     «طالب آملی» ******************** ازدرد جدائی مژه برهم نزدم دوش با آنکه سرا پای تودرمدّ نظربود                     «طالب آملی» ******************** دل بود ذوق بندگیش زانکه حلقه ای ازحلقه های زلف تودرگوش کرده بود                     «طالب آملی» …

ادامه نوشته »

مجموعه اشعار (طالب املی):

سوختم در آتش سودای خویش ساختم با سوز جان فرسای خویش   بال و پر درباختم پروانه وار در هوایِ یار بی پروای خویش   من به راه عشق،رسوای دلم دل نه رسوای تو شد رسوای خویش   بس که از حد شد هجوم گریه ام گوش بگرفتم ز های …

ادامه نوشته »

مجموعه اشعار (طالب املی) :

خودفروشان  ز پی گرمی بازار خودند کار دین را همه بگذاشته،در کار خودند   معنی قید بود بند شریعت و ایشان نه گرفتار شریعت،که گرفتار خودند   خانه ی شرع خرابست که ارباب صلاح به عمارتگری گنبد دستار خودند   شانه در ریش و دل اندر پی جمعیت مال سبحه …

ادامه نوشته »

مجموعه اشعار (طالب عاملی):

ترک وفا کرد،عهد یار نه این بود دل به جفا داد،شرط کار نه این بود   بود قرار این که ترک ما نگزیند زود ز ما سیر شد،قرار نه این بود   هجر تو بی اختیار داد مرا روی ور نه مرا با تو اختیار نه این بود   یکشبه …

ادامه نوشته »

مجموعه اشعار (طالب عاملی):

صبح است و نیم قطره میم در پیاله نیست ز آنم دماغ گل نه و پروای لاله نیست   به ذوق تر ز مرده ی هفتاد ساله ام یک دم که در پیاله،شراب دوساله نیست   اوراق کهنه،کی به مِی کهنه می رسد؟ ذوقی که در پیاله بود،در رساله نیست …

ادامه نوشته »

مجموعه اشعار (طالب عاملی):

مستانه ره میکده طی می کنم امشب پرواز به بال و پر مِی،می کنم امشب   هر چشم زدن در پی آن گوهر نایاب صد بحر به پای مژه طی می کنم امشب   تا نامه ی بلبل نبرد جانب گلزار گر پیک نسیم است که پی می کنم امشب …

ادامه نوشته »

مجموعه اشعار (طالب املی) :

شیفته شو دلا یکی عارض دلفروز را رشگ حیات خضر کن زندگی دو روز را   لعل کرشمه ساز را چاشنی عتاب ده چین غضب زیاده کن ابروی کینه توز را   شعله مزاج مطر با سخت فسرده خاطرم آتش تغمه تیز کن ساز تمام سوز را   توسن جلوه …

ادامه نوشته »

سفرهای طالب آملی :

خروج طالب از آمل بنا به منظومه طالبا ، طالب و زهره پس از اینکه پای قادر به ماجرای عشقی آنها کشیده شد هم قسم شدند که با هم ازدواج کنند از طرفی چون طالب مکنت مالی و اجتماعی قادر را دارا نبود سعی کرد تا از توان شاعری خویش …

ادامه نوشته »