خانه / اشعار شاعران بزرگ / شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری

مجموعه اشعار شیخ محمود شبستری

بخش آغازین کتاب گلشن راز شیخ محمود شبستری

بخش آغازین کتاب گلشن راز شیخ محمود شبستری : به نام آن که جان را فکرت آموخت چراغ دل به نور جان برافروخت ز فضلش هر دو عالم گشت روشن ز فیضش خاک آدم گشت گلشن توانایی که در یک طرفهالعین ز کاف و نون پدید آورد کونین چو قاف …

ادامه نوشته »

بخش دوم از گلشن راز شیخ محمود شبستری / سبب نظم کتاب

بخش دوم از گلشن راز شیخ محمود شبستری : گذشته هفت و ده از هفتصد سال ز هجرت ناگهان در ماه شوال رسولی با هزاران لطف و احسان رسید از خدمت اهل خراسان بزرگی کاندر آنجا هست مشهور به انواع هنر چون چشمهٔ هور جهان را سور و جان را …

ادامه نوشته »

گلشن راز شیخ محمود شبستری / بخش ۳ و ۴

بخش سوم گلشن راز – سال در ماهیت فکرت : نخست از فکر خویشم در تحیر چه چیز است آن که خوانندش تفکر چه بود آغاز فکرت را نشانی سرانجام تفکر را چه خوانی   بخش چهارم گلشن راز – جواب : مرا گفتی بگو چبود تفکر کز این معنی …

ادامه نوشته »

گلشن راز شیخ محمود شبستری – بخش ۵

بیان سر پنهانی حق – شیخ محمود شبستری گلشن راز بخش ۵ اگر خورشید بر یک حال بودی شعاع او به یک منوال بودی ندانستی کسی کین پرتو اوست نبودی هیچ فرق از مغز تا پوست جهان جمله فروغ نور حق دان حق اندر وی ز پیدایی است پنهان چو …

ادامه نوشته »

گلشن راز شیخ محمود شبستری – بخش ۶ و ۷

بخش ۶ – سال در موضوع فکرت :  کدامین فکر ما را شرط راه است چرا گه طاعت و گاهی گناه است   بخش ۷ – جواب : در آلا فکر کردن شرط راه است ولی در ذات حق محض گناه است بود در ذات حق اندیشه باطل محال محض …

ادامه نوشته »

بخش ۸ – گلشن راز شیخ محمد شبستری

بخش ۸ – تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات / گلشن راز شیخ محمد شبستری اگر خواهی که بینی چشمهٔ خور تو را حاجت فتد با جسم دیگر چو چشم سر ندارد طاقت تاب توان خورشید تابان دید در آب از او چون روشنی کمتر نماید در …

ادامه نوشته »

بخش ۱۰ گلشن راز شیخ محمود شبستری

به نزد آنکه جانش در تجلی است همه عالم کتاب حق تعالی است عرض اعراب و جوهر چون حروف است مراتب همچو آیات وقوف است از او هر عالمی چون سوره‌ای خاص یکی زان فاتحه و آن دیگر اخلاص نخستین آیتش عقل کل آمد که در وی همچو باء بسمل …

ادامه نوشته »

تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم / گلشن راز

بخش ۱۲ – تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم / گلشن راز شیخ محمد شبستری تو گویی هست این افلاک دوار به گردش روز و شب چون چرخ فخار وز او هر لحظه‌ای دانای داور ز آب وگل کند یک ظرف دیگر هر آنچه در مکان و در زمان است …

ادامه نوشته »

قاعده در تفکر در انفس / گلشن راز شیخ محمود شبستری

خش ۱۳ – قاعده در تفکر در انفس / گلشن راز شیخ محمود شبستری : به اصل خویش یک ره نیک بنگر که مادر را پدر شد باز و مادر جهان را سر به سر در خویش می‌بین هر آنچ آمد به آخر پیش می‌بین در آخر گشت پیدا نفس …

ادامه نوشته »

شیخ محمود شبستری / ز دنیا و ز دنیادار شو دور

ز دنیا و ز دنیادار شو دور مباش از بهر دنیا بیش رنجور که دنیا چون رباط است اندر این راه بباید رفتنت زین جای ناگاه ز نیک و بد هر آنچت خلق گویند تو منت دار زانکت جامه شویند کسی کت جامهٔ تن پاک شوید یقین می‌دان که از …

ادامه نوشته »