خانه / اشعار شاعران بزرگ / شمس لنگرودی

شمس لنگرودی

شمس لنگرودی

شمس لنگرودی

بی‌آن‌که بوی تو مستم کند تا ده می‌شمارم انگشتانم گرد کمرگاه مدادم تاب می‌خورند و ترانه‌ای متولد می‌شود که زاده‌ی دست‌های توست شاعرم به از تو سرودن معتادم شمس لنگرودی

ادامه نوشته »

از شعرهای دلپذیر و زیبای شمس لنگرودی

شمس لنگرودی

آسان است برای من که خیابان ها را تا کنم و در چمدانی بگذارم که صدای باران را به جز تو کسی نشنود آسان است به درخت انار بگویم انارش را خود به خانه ی من آورد آسان است آفتاب را سه شبانه روز بی آب و دانه رها کنم …

ادامه نوشته »

از بهترین های شمس لنگرودی

شمس لنگرودی

از بهترین های شمس لنگرودی : می‌خواهم دوباره به دنیا بیایم  بیرون در، تو منتظرم بوده باشی  و بی‌آنکه کسی بفهمد  جای بیداری و خواب را  به رسم خودمان درآریم  چه بود بیداری  که زندگی‌اش نام کرده بودند.

ادامه نوشته »