خانه / اشعار شاعران بزرگ / کنون پرنده ی تو – حسین منزوی + حافظانه

کنون پرنده ی تو – حسین منزوی + حافظانه

کنون پرنده ی تو – حسین منزوی


سه‌شنبه ۲۷ آذر‌ماه سال ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۰۹ ق.ظ

کنون پرنده ی تو ــ آن فسرده در پاییز ــ

به معجز تو بهارین شده است و شورانگیز

 

چنان به دام عزیز تو بسته است دلم

که خود نه پای گریزش بود نه میل گریز

 

“حسین منزوی”

حسین منزوی

 

متن کامل شعر در ادامه مطلب

————————————————————-

 

 

کنون پرنده ی تو ــ آن فسرده در پاییز ــ

به معجز تو بهارین شده است و شورانگیز

 

بسا شگفت که ظرفیت ِ بهارم بود

منی که زیسته بودم مدام در پاییز

 

چنان به دام عزیز تو بسته است دلم

که خود نه پای گریزش بود نه میل گریز

 

شده است از تو و حجم متین تو، پُر بار

کنون نه تنها بیداری ام که خوابم نیز

 

چگونه من نکنم میل بوسه در تو، تویی

که بشکنی ز خدا نیز شیشه ی پرهیز

 

هراس نیست مرا تا تو در کنار منی

بگو تمام جهانم زند صلای ستیز

 

تو آن دیاری، آن سرزمین ِ موعودی

فضای تو همه از جاودانگی لبریز

 

شکسته ام ز پس خود تمام ِ پُل ها را

من از تو باز نمیگردم ای دیار ِ عزیز!

 

“حسین منزوی”

اشعار فارسی

کنون پرنده ی تو – حسین منزوی
کنون پرنده ی تو – حسین منزوی

درباره ی سهراب اسکندری

کارشناس ارشد هوش مصنوعی متولد 1367 از شهرستان کاشمر هستم.در حال حاضر مشغول ساخت پروژه ای نرم افزار برای یک سازمان دولتی می باشم .

همچنین ببینید

باش تا جان برود در طلب جانانم – سعدی + حافظانه

باش تا جان برود در طلب جانانم – سعدی چهارشنبه ۱۷ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *