خانه / اشعار شاعران بزرگ / چند پنهان کنم افسانه هجران – هلالی جغتایی + حافظانه

چند پنهان کنم افسانه هجران – هلالی جغتایی + حافظانه

چند پنهان کنم افسانه هجران – هلالی جغتایی


سه‌شنبه ۴ دی‌ماه سال ۱۳۹۷ ساعت ۰۱:۴۶ ب.ظ

چند پنهان کنم

افسانه هجران از تو؟

حال من بر همه پیداست

چه پنهان از تو؟

 

“هلالی جغتایی”

 

متن کامل شعر در ادامه مطلب



 

چند
پنهان کنم افسانه هجران از تو؟

حال من بر همه پیداست، چه پنهان از تو؟

 

شمع جمعی و همه سوخته وصل تواند

گنج حسنی و جهانی همه ویران از تو

 

باری، ای کافر بی رحم، چه در دل داری؟

که نیاسود دل هیچ مسلمان از تو

 

جیب گل پیرهنان چاک شد از دست غمت

ورنه بودی همه را سر بگریبان از تو

 

نیست این غنچه خندان که شکفتست بباغ

دل خونین جگرانست پریشان از تو

 

غنچه در باغ ز باد سحر آشفته نبود

بلکه صد پاره دلی داشت پریشان از تو

 

طالب وصل ترا محنت هجران شرطست

تا میسر نشود کام دل آسان از تو

 

آن پری بزم بیاراست، هلالی، برخیز

جام جم گیر، که شد ملک سلیمان از تو

 

“هلالی جغتایی”

 

اشعار فارسی

چند پنهان کنم افسانه هجران – هلالی جغتایی
چند پنهان کنم افسانه هجران – هلالی جغتایی

درباره ی سهراب اسکندری

کارشناس ارشد هوش مصنوعی متولد 1367 از شهرستان کاشمر هستم.در حال حاضر مشغول ساخت پروژه ای نرم افزار برای یک سازمان دولتی می باشم .

همچنین ببینید

باش تا جان برود در طلب جانانم – سعدی + حافظانه

باش تا جان برود در طلب جانانم – سعدی چهارشنبه ۱۷ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *