خانه / اشعار شاعران بزرگ / شعر آغازین شاهنامه فردوسی

شعر آغازین شاهنامه فردوسی

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برترست

نگارندهٔ بر شده پیکرست

به بینندگان آفریننده را

نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه

که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد

نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی

همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

خرد را و جان را همی سنجد اوی

در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی

بدین آلت رای و جان و زبان

ستود آفریننده را کی توان

به هستیش باید که خستو شوی

ز گفتار بی‌کار یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه

به ژرفی به فرمانش کردن نگاه

توانا بود هر که دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود

از این پرده برتر سخن‌گاه نیست

ز هستی مر اندیشه را راه نیست

درباره ی سهراب اسکندری

کارشناس ارشد هوش مصنوعی متولد 1367 از شهرستان کاشمر هستم.در حال حاضر مشغول ساخت پروژه ای نرم افزار برای یک سازمان دولتی می باشم .

همچنین ببینید

باش تا جان برود در طلب جانانم – سعدی + حافظانه

باش تا جان برود در طلب جانانم – سعدی چهارشنبه ۱۷ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ …

۲ دیدگاه

  1. مطلب بسیار خوبی بود.ممنون

  2. خسته نباشید ممنون به خاطر
    این وبسایت مفید
    ما در زمینه درب های ضد سرقت و ضد
    حریق فعالیت می کنیم.خوشحال میشوم از وبسایت ما دیدن کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *