خانه / اشعار شاعران بزرگ / دگر آن شبست امشب – وحشی بافقی + حافظانه

دگر آن شبست امشب – وحشی بافقی + حافظانه

دگر آن شبست امشب – وحشی بافقی


چهارشنبه ۱۲ دی‌ماه سال ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۵۶ ق.ظ

دگر آن شبست امشب

که ز پی سحر ندارد

 

من و باز آن دعاها

که یکی اثر ندارد.

 

“وحشی بافقی”

 

متن کامل شعر در ادامه مطلب

 

 

 

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد

من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد

 

من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم

که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد

 

همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم

چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد

 

ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان

همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد

 

به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده

به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد

 

بکش و بسوز و بگذر منگر به این که عاشق

بجز این که مهر ورزد گنهی دگر ندارد

 

می وصل نیست وحشی به خمار هجر خو کن

که شراب ناامیدی غم درد سر ندارد.

 

“وحشی بافقی”

 

اشعار فارسی

دگر آن شبست امشب – وحشی بافقی
دگر آن شبست امشب – وحشی بافقی

درباره ی سهراب اسکندری

کارشناس ارشد هوش مصنوعی متولد 1367 از شهرستان کاشمر هستم.در حال حاضر مشغول ساخت پروژه ای نرم افزار برای یک سازمان دولتی می باشم .

همچنین ببینید

باش تا جان برود در طلب جانانم – سعدی + حافظانه

باش تا جان برود در طلب جانانم – سعدی چهارشنبه ۱۷ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *