خانه / اشعار مناسبتی / اشعار ولادت امام هادی علیه السلام (۴)

اشعار ولادت امام هادی علیه السلام (۴)

اشعار ولادت امام هادی علیه السلام (۴)

شعر به مناسبت ولادت امام هادی (ع)

 

غنچه ای دیگر عیان شد در گلستان ولا

شد مدینه نور باران و زمین شد با صفا

 

جشن میلاد نقی آن مظهر پاکی و صدق

هم ولی الله هستی هم امام و مقتدا

 

کوکب حق و حقیقت سر زند از کوی او

ماه رخشان را سزد در وصف او گوید ثنا      

 

گاه گاه شادی و جشن و سرور اهل بیت

هم غدیرخم رسد هم زاده شد ابن الرضا

 

نام نیکویش علی و کنیه اش چون مرتضی

چون یداله دست حق و چون علی مشکل گشا

 

قلب ما ای حضرت هادی روان شد سوی تو

تا که از لطف عمیم ات قلب ما یابد شفا

 

شهر بطها یافت دُری دیگر از آل رسول

سایه گستر گشته مهر کودکی نعمت فزا

 

هم جواد و هم عروس فاطمه شادمان از او

هم برای اهل ایمان گشته میر و رهنما

 

حوریان پیوسته بر لب نغمه خوان او شدند

جمع گشته گرد مهد هادی نورالهدا

 

اوست نوری دیگر از دامان زهرای بتول

جد مهدی باشد و بر ما ولی و پیشوا

 

یادگار جانفزایش شد دعای جامعه

از دعای اوست تا روح دعا دارد صفا

 

با نگاهی پر شود جام تهی ما دگر

صاحب جود است مردم هادی ابن الرضا

 

قبر زیبایش بود در بارگاه عسگری

کربلا خواهم ز حق و کاظمین و سامرا

شاعر : جواد کلهر

 

مولودی ولادت امام هادی ع, اشعاری درمورد ولادت امام هادی

اشعار ولادت امام هادی علیه السلام

 

خورشید پر تلألو هفت آسمان شدی

ذی الحجه شهیر زمین و زمان شدی

 

با ( اهدنالصراط ) تو شد راه ، مستقیم

وقتی که حمد خواندی و تفسیر آن شدی

 

تکثیر گشته آیه ی ایاک نعبدوا

از آن زمان که هادی اهل جهان شدی

 

ابن الجواد ! تا که گدایت شدیم ما

مثل پدر کریم شدی ، مهربان شدی

 

تا سفره های دست کریم تو پهن شد

ما میهمان شدیم ، تو هم میزبان شدی

 

امروز بر دریچه قلبم نزول کن

لطفی کن و مرا به غلامی قبول کن

 

هر وقت شیعه سائل و محتاج می شود

دریای لطف و جود تو مواج می شود

 

دل را به دست غیر تو هرگز نمی دهم

از این قضیه عشق تو انتاج می شود

 

پرهای جبرئیل نگاهم در آتش است

وقتی که خاک پای تو معراج می شود

 

در امتحان رشته عشق و ولای تو

هر کس که زیر ده شده اخراج می شود

 

تو پادشاه کشور دینی بدون شک

گاها عمامه بر سر تو تاج می شود

 

امروز بر دریچه قلبم نزول کن

لطفی کن و مرا به غلامی قبول کن

 

امروز آمدیم که عیدی به ما دهید

یک گوشه ، یک کنار به ما نیز جا دهید

 

چشمان ما به دست شما خیره گشته اند

تا که مجوز سفر سامرا دهید

 

از این چل و دو سال فقط لحظه ای بس است

تا با اشاره ای دل ما را جلا دهید

 

از التماس پر شده دستان خالیم

وقتش شده که تکه نان بر گدا دهید

 

گفتند که بلا سبب قرب می شود

بی زحمت ای طبیب به ما هم بلا دهید

 

امروز بر دریچه قلبم نزول کن

لطفی کن و مرا به غلامی قبول کن

شاعر : مسعود یوسف پور

 

شعر ولادت امام هادی, اشعار ولادت امام هادی

 مولودی ولادت امام هادی (ع)

 

دلا در خانه ابن الرّضا، ابن الرّضا را بین

چراغ و چشم زهرا و علیّ مرتضی را بین

 

ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین

فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین

 

عروس حضرت زهرا بهار شادی آورده

برای شیعیان امشب امام هادی آورده

 

دو چشم دل ز هم بگشا که حُسن دادگر بینی

در ابناء بشر آئینه خیر البشر بینی

 

در آغوش جواد ابن الرّضا قرص قمر بینی

بیا تا نخل سرسبز ولایت را ثمر بینی

 

دوباره شیعه را از نور حق دل منجلی آمد

که از سوّم محمّد، در جهان چارم ولی بین

 

همه گیرید جان بر کف رخ جانانه پیدا شد

به گرد شمع رویش یک جهان پروانه پیدا شد

 

زمین، در سینه خورشید خداوندت مبارک باد

جواد ابن الرّضا میلاد فرزندت مبارک باد

 

موحّد گشته دل با یاد بسم الله ابرویش

زبور، انجیل، قرآن را بخوان در مُصحف رویش

 

جواد ابن الرّضا چون شاخه گل می کند بویش

دل پیغمبران یکسر اسیر طُرّه ی مویش

 

چه خوانم مهر یا مه یا چراغ انجمش خوانم

همان بهتر که خود ابن الرّضای دوّمش خوانم

 

به سیرت مظهر واجب به صورت صورت امکان

به رخ، “و الشّمس” و مو، “و اللّیل” و دل، “عرش استوی الرّحمان”

 

فیوضاتش رسد هم بر ملک پیوسته هم انسان

عبارات و کلام روح افزایش اخ القرآن

 

به بازار ولایت یوسف زهراست این مولود

یم دو گوهر است و دُرّ نُه دریاست این مولود

 

علی، نام و محمّد، صورت است و بوالحسن کُنیَت

بیانش دُرّ، دلش دریا، کفش باران، دمش رحمت

 

کلامش نور و مهرش دین و حبّش معنی طاعت

ولیّ خالق منّان امام عالم خلقت

 

امامت جاودان از او قیامت را امان از او

حقیقت را زبان از او طریقت را نشان از او

 

به کوی اش بندگی کن خواهی ار عبد خدا گردی

بخوان اوصاف او تا با پیمبر همصدا گردی

 

مبادا لحظه ای در عمر خود از او جدا گردی

بکوش انسان که در خطَّ تولایش فدا گردی

 

بقا خواهی فنا در مکتب سرخ ولایت شو

جمال هادی آل محمّد بین، هدایت شو

 

خرد را آبرو با آبرویش بستگی دارد

وجود عالم هستی به مویش بستگی دارد

 

حیات جاودان بر آب جویش بستگی دارد

شفای دردها بر خاک کویش بستگی دارد

 

وجود ما به مهر آن امامی مفتخر گردد

که شیر وحشی از آهو به گردش رام تر گردد

 

زهی بحری که همچون عسکری در دل گهر دارد

زهی ماهی که از خورشید رویی خوبتر دارد

 

به پیشانی فروغ حجّت ثانی عشر دارد

به صلب خویش مولانا امام منتظر دارد

 

سلام ما به ابناء و به آباء گرام او

خوشا آنکس که شد آن هادی عترت امام او

 

خوشا آنکو کنار تربتش اشک رجا دارد

شرار ناله، سوز سینه، حال التجا دارد

 

امامی گز نگاهش درد انس و جان دوا گردد

عجب نبود که “میثم” هم از او حاجت روا گردد

 

به دل حال مناجات و به لب ذکر دعا دارد

خداوندا دلم پیوسته شوق سامرا دارد

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

اشعار فارسی

beytoote.com
اشعار ولادت امام هادی علیه السلام (۴)
#شعرکوتاه
#ShereKootah
#اشعار ولادت امام هادی علیه السلام (۴)

درباره ی سهراب اسکندری

کارشناس ارشد هوش مصنوعی متولد 1367 از شهرستان کاشمر هستم.در حال حاضر مشغول ساخت پروژه ای نرم افزار برای یک سازمان دولتی می باشم .

همچنین ببینید

اشعار شهادت امام محمد باقر علیه السلام (۴)

اشعار شهادت امام محمد باقر علیه السلام (۴) مجموعه: شعر و ترانه شعر در مورد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *